افسونگرِامواج

افسونگرِامواج

رو به زوال...

هروقت که مدتی طولانی حرف نمیزنم فوبیای این را دارم که نکند یکهو قدرت تکلمم را از دست داده باشم؟و صدایم قطع شده باشد؟ یا دیشب که خواب بودم مدفوع حشره ای درون دهانم ریخته باشد و صدایم تمام شده باشد؟یا یک پوست تخمه ای بین تارهای صوتی ام گیرکرده باشد؟

امروز صبح که این فوبیابه سراغم امد وسط راه ایستادم و بلندبلند گفتم: یک دو سه..یک دو سه..

پیرزنی که از کنارم میگذشت چشم های چروکیده اش را قلمبه کرد و من باخرسندی صدایم را زیر بغلم زدم وراه افتادم.

  • Pary darya

نظرات (۱۳)

یک دو سه
یک دو سه
امتحان می کنیم :دی
دی:((:
  • یاسین . میم
  • چه باحال :))
    بلی
  • __ پریچک __
  • این فوبیا شبا به من دست میده
    به طوری که وقتی از خواب میپرم با آواهایی مثل آ او ایی میفهمم که هنجرم سالمه:))
    ((:جالبه
  • آسـوکـآ آآ
  • :D:D:D
    ((:
    وحشتناکه
  • رهگذر دیوانه
  • پس از مدت ها هم که هوس بلاگ خوانی به سرمان میزند به یک مطلب رمزدار برخورد میکنیم
    (:
    آها D:
    خووووب کردی:)
    ((*
    آها D:
    من با خودم که حرف میزنم صدام بلنده، (دیوونه هم خودتونین!) خود به خودی چک میشه D:
    ((:من چون حرفای باخودم منشوری ان بلندبلندحرف نمیزنم باخودم
    مدت طولانی مثلن چقد؟
    یکی دوساعت
    یک دو سه =))))
    ((:
    فقط لحظه ی قلمبگیه چشای پیرزنه :-))
    ((:
  • پرهـ امـ
  • : )))))
    ((:

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">