افسونگرِامواج

افسونگرِامواج




شیطانی در وجود من زندگی میکند،شیطانی از جنس اب های خروشانِ دریا و به تیرگی ابرهای سیاهِ اسمانِ زندگی ام.
شیطانی به رنگ افسون، و اوکسی است که جادو میکند با گیسوانش تمامِ امواج را:
پَــــــرے دریـــــــــا!

گنجشک نشسته روی درخت خرمالو را با تیر میزند که جلوی پای من میوفتد..

بیل را وسط گردن گنجشک میگذارد که میگویم: خوابیدم،وقتی که بیدار شدم هشت شب بود؛میشه یه روز بخوابم هشت شب ده سال دیگه باشه؟

بیل را با توان محکم تری میان گردن گنجشک فشار میدهد و لبخندی رضایت بخش به کله جدا شده گنجشک میزند و میگوید:ده سال پیش اولین گنجشکی که با تیر زدیم و کله اش را با بیل جدا کردیم همینجا بود چشم بهم بزنی ده سال دیگر همینجا با کله گنشجک کنده شده دیگری ارزو میکردی کاش ده سال پیش بود..

داخل خانه میرود  و داد میزند گنشجک را بیاور گنجشک را برمیدارم و جلوی گربه می اندازم و میگویم: باشه..

  • Pary darya

نظرات (۱۱)

سلام عزیزم، واقعا از این وب بازدید میکنید
صفحه به طور منظم، اگر پس از آن شما قطعا دانش دلپذیر را دریافت کنید.
  • مُحَمَّد جَعفَرپور :)
  • :)
    همینقدر کوتاه...
  • هانیه شالباف
  • دقیقن بخش مسخره بودن زندگی همین‌جاست!
    گنجشک کشتی؟با بیل:/
    چطو دلت اومد:/
    باید اداپت کنی خودتو با شرایط
  • مرد بارانی
  • زندگی بازی کثیفیه...
    گنجشک گناه داشت:(
  • آرزو ﴿ッ﴾
  • همین گنجشکه و اینکه ده سااال گذشته از اولینش.
    + ولی نمی‌دونم چرا اون آخرش به نظرم خوب تموم شد! حداقل خوب‌تر از وقتی که قرار بود ببریش داخل خونه.

  • محمد سبحانی
  • واقعا شیطانی در درون داری، چون اصلا احساس ناراحتی نمی کنی برای گنجشک
    بله من خودِ شیطانم شماهم مراقب باش شیطانی نشی..
  • آرزو ﴿ッ﴾
  • ترسناک بود
    کجاش ؟چرا؟

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">