افسونگرِامواج

افسونگرِامواج




شیطانی در وجود من زندگی میکند،شیطانی از جنس اب های خروشانِ دریا و به تیرگی ابرهای سیاهِ اسمانِ زندگی ام.
شیطانی به رنگ افسون، و اوکسی است که جادو میکند با گیسوانش تمامِ امواج را:
پَــــــرے دریـــــــــا!

میگویم تنهایی حس حال عجیبیست اینکه هر روز صبح بغض هایت را قورت میدهی و شب که میشود از گوشه دلت تفشان میکنی  بیرون و نمیدانی که چگونه باز فردا تمام این حجم از بغض هایت را قورت دهی بدون اینکه نه اینجای دنیا و نه هیچ کجای،دیگر دنیا برای کسی مهم باشد

میگویم تنهایی خیال انگیز است و جنون امیز وقتی که حرف هایت خنده هایت بغض هایت اشک هایت همگی را درون تنهایی حل کنی  و حتی در خیال اورترین ساعت روزهم تنها تنهایی کنارت باشد  به جنون میرسی و باز بدون اینکه نه اینجای دنیا و هیچ جای دیگر دنیا برای کسی مهم باشد

میگویم تنهایی جالب است فکرش را کن وقتی که هر روز هر شب درونت  تنهایی حل میشود و تو نیز درون تنهایی حل میشوی که از روز به روزش محوتر شوی و اخرسر  انگار که از اول نه اینجای دنیا و نه هیچ کجای دیگر دنیا نبوده ای و نه اینجا و نه هیچ کجای دیگر برای کسی مهم نباشد این حجم از نیستی ...

میگویم تنهایی تنهاچیزیست که میتوانی در تنهاترین حالت ممکن با تنهای خیالت تنها باشی و انقدر تنها که حتی در خیالت هم جز تنهایی چیزی، کسی،حرفی نباشد و بازهم این حجم از تنها بودن خیالت نه اینجا و نه هیچ کجای دیگر دنیا برای کسی مهم نباشد.

تا میگویم تنهایی نگاهی به روبه رویم می اندازم و میبینم تنهایی که گفته ام وحشت اور تر از تمام حرف هایم میباشد که من در اغوش کثیف تنهاییم باز فرو میروم و خاموش به تنهاترین نقطه زندگی ام زل میزنم.

  • Pary darya