افسونگرِامواج

افسونگرِامواج

رو به زوال...

یک نفر مرا درون درد هایم هَـــم میزند.

 سرم میگیرد و درون شکمم فرو میکند و هــــَم میزند.

دستانم را به هم گره میزند و هــــَم میزند.

پاهایم را به گوش هایم میبنددو هـــمَ میزند.

هم میزند،هم میزند،انقدر هــــم میزند تا تبدیل میشوم به محلول فرا سیر شده از دردها که قابلیت انحلال پذیری اش را از دست داده است.

+دوسالگیمان مبارک...

  • Pary darya