افسونگرِامواج

افسونگرِامواج




شیطانی در وجود من زندگی میکند،شیطانی از جنس اب های خروشانِ دریا و به تیرگی ابرهای سیاهِ اسمانِ زندگی ام.
شیطانی به رنگ افسون، و اوکسی است که جادو میکند با گیسوانش تمامِ امواج را:
پَــــــرے دریـــــــــا!

من هیچوقت ادم خوبی نبوده اصلا انگار در ذاتم نیست خوب بودن‌، مثلا هروقت کسی اذیتم میکند دوست دارم به دست او بمیرم تا که او تا اخرعمرش از عذاب وجدان نتواند زندگی کند.|:

یا اصلا اهل گذشت نیستم مثلا هنوز یادم هست فلانی در چندسال پیش چه گفته است و هر دفعه میبینمش حرصم میگیرد باز حس میکنم زهرم را قشنگ نریخته ام، فلانی را که دیروز دیدم داخل باغ روی زمین نشسته بودیم بحث گریه کردن شد زهرا گفت من سه ساله با پری دوستم تاحالا اشک هایش را ندیدم ،،، حس کردم موقعیت خوبیست تا طعنه ام را به فلانی بزنم رو کردم سمتشو گفتم ولی تواشک منو در اوردی،،،،خب میدانید من از شرمندگی اش سرشار از حس خوب شدم من اصلا ادم خوبی نیستم من واقعا نمیتوانم ببخشمش کسی که اشکم را در اورده است درست است فلانی هزاربار معذرت خواسته است ولی من نمیتوانم قلبم پراز کینه است حس میکنم اون روز که از حرفش وسط سالن افتادم و از ته سرم جیغ زدم زیاد دردم امده است که نمیتوانم فراموش کنم،،،درست است فلانی را میگویم حلال کرده ام ولی خودم میدانم اوج تنفرم را که،،، ولی حس میکنم بازهم باید زهر بریزم تا اخرعمرم تا اخرعمرم،،،،،،

+کسی کاری داشت راه ارتباطی بالاهست،کامنت هارا میبندم تاکسی خیال نکند مجبوراست کامنت دهد.

  • Pary darya