افسونگرِامواج

افسونگرِامواج




شیطانی در وجود من زندگی میکند،شیطانی از جنس اب های خروشانِ دریا و به تیرگی ابرهای سیاهِ اسمانِ زندگی ام.
شیطانی به رنگ افسون، و اوکسی است که جادو میکند با گیسوانش تمامِ امواج را:
پَــــــرے دریـــــــــا!

این تاب لعنتی خیلی خوب است خیلی خوب،،،، میشود رویش نشست و به ماه زل بزنی تا او حرف هایت و دلگیری هابت را از چشم هایت بخواند،،،شب هایی می ایند که فکرمیکنی به گذشته حال اینده به تمام افرادی که در زندگی ات هستند رفته اند و خواهند امد به همگی شان فکرمیکنی و مرور میکنی تک تک خاطراتشان را با خودت میگویی برای امشب کدام خوب است؟ برای درددل کردن؟کدام مثل ماه در اسمان مینشیند و ارام به حرف هایت توجه میکند؟کدام با جان دل گوش میسپارد به غم هایت؟ باز مرور میکنی ،فکر میکنی فکر میکنی به خودت که می ایی میبینی چند دقیقه است چشمانت مات اسمان شده اند و هیچکس را پیدا نمیکنی تا مرهم دردهای امشبت شود، بی حوصله تر از قبل تمام ادمها و افکارشان را از سرت بیرون میکنی و تاب میخوری تاب میخوری انقدر بالا میروی که پاهایت را اگر دراز کنی به بالکن میرسند دستانت را باز میگذاری و اجازه میدهی جای تمام ادمهایی که امشب نیازشان داشتی و نبودند باد را مهمان خودکنی و گیسوانت را دست او میسپاری تا به رقص درشان بیاورد در صدای هو هوی رعب برانگیزش،،،،درد امشب نیست ، درد امشب چند قرص خواب است و چشم بستن و فردا را دیدن و باز زندگی کردن درد این حجم از بی کسی است که بعضی از شب ها به سراغت می اید،،،،

  • Pary darya

نظرات (۵)

  • هانیه شالباف
  • من هیچ‌وقت به هیج‌کس نتوستم بگم دلتنگی‌هام رو ... حتا ماه ... :)
    (-:ماه خوبه بگوبهش 
  • پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • آه فردا
    حجم سفید لیز ...
    من موقع دیدنش به یاد قبلاهام سریع آرزو می‌کنم فقط! :)
    ((-: 
    جای تمام ادمهایی که نیازشان داشتی امشب و نبودند...

    امشب یه همچین حسی داشتم ... ممنون از پستت :)
    هووم،ادما عادت دارن به نبودن انگار،،،
    -*ممنون از خودت بانو
    دقایقی هم دیده از ماه برگیرید و شهاب‌سنگ‌های امشب را بنگرید! :)(خودمم هنوز ندیدم و البته نمی‌دونم همه‌جا دیده میشه یا نه!)
    ((-:شهاب سنگ وقتی میبینم اونقد هیجان زده میشم اخه زودی که میره دوست دارم لحظه لحظه شو ثبت کنم تو ذهنم ولی اونقد هیجان زده و دست پاچه میشم که کلاا هنگ میشم تا چند دقیقه(((-: