افسونگرِامواج

افسونگرِامواج




شیطانی در وجود من زندگی میکند،شیطانی از جنس اب های خروشانِ دریا و به تیرگی ابرهای سیاهِ اسمانِ زندگی ام.
شیطانی به رنگ افسون، و اوکسی است که جادو میکند با گیسوانش تمامِ امواج را:
پَــــــرے دریـــــــــا!

دوست دارم روی ابرهای داخل هدر بنشینم و تماشاکنم گذر زندگی را در اغوش خدا همان وقتی که خدا دستان مهربانش را دور تنم حلقه میکند و نفس هایش میان گیسوانم حالم را بهتر میکند، دوست دارم بالاتزین نقطه هستی بنشینم همان جایی که کسی کاری به کارم ندارد و قلم مو را بردارم تصویر لبخندی از ته دل را روی بوم پیاده کنم، بی خیال غم تمام دنیا برای خودم بزنم زیر اواز و روی ابرها راه بروم و وقتی که خسته شدم خودم را در اغوش ابرها رها کنم و محکم سفت بغل بگیرم ان حجم های نرم و دوست داشتنی را،،، دوست دارم دست بکشم از فریاد های زیر ابم دوست دارم دیگر پری دریا نباشم که صدایش به گوش کسی نمیرسد و هیچوقت کسی ندید اخرین نفس های زیر دریا را که حباب شدند روی سطح اب و هیچ دستی برای نجاتش نیامدو جان سپرد در میان امواج زیراب،،،

+درست است در این وب زندگی جریان ندارد ولی با دیدن ابرها برای چند ثانیه حس قشنگ ابے زندگی را در وجودم حس میکنم،،‌،

+یادم باشد این دوره افسردگی را به تنهایی در حال سپری کردنم،،،

+عکس


  • Pary darya

نظرات (۴)


امیییدوارم هرچه زودتر حال دلت خوووب خوب شه...
-*مرسی لیمو مهربون
  • فرید صیدانلو
  • شما تنهایید یا میخواهید تنها باشید؟ :)
    (-:شاید هردو
    خوبه که سپری کردی....
    اونوقت میخای پری ابرها شی یا پری خودت و خدات؟؟
    (-:بهتربود بنویسم درحال سپری کردنم
    (-:به اینش فکر نکرده بودم، شاید ابرها
  • مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
  • دیدی خصلت غم تنها قورت دادنشه؟
    انگار اینجوری هرچند دردناکتر ولی بهتر هضمش میکنی
    امیدوارم همیشه جات تو آغوش خدا باشه
    هوووم همیشه موقع غم ها کسی نیست!
    (-:کاش هضم میشد
    -*مرسی عزیزم