افسونگرِامواج

افسونگرِامواج




شیطانی در وجود من زندگی میکند،شیطانی از جنس اب های خروشانِ دریا و به تیرگی ابرهای سیاهِ اسمانِ زندگی ام.
شیطانی به رنگ افسون، و اوکسی است که جادو میکند با گیسوانش تمامِ امواج را:
پَــــــرے دریـــــــــا!

خب میدانید زندگی همیشه یکطور نمیماند، گاه حالت انقدر خوب خوب است که دوست دارے شاد بودنت را از اعماق وجود فریاد بزنی و به همگی نشان دهی لبخندت را، ولی گاهی دلت پرمیشود از غم انقدر پر پرکه دوست داری عوق بزنی دردهارا ولی خب نمیشود ، قانون ادم ها این است سخاوتمندهستند میگذارند شادی هایت را با انها تقسیم کنی میگذارندشریک شوند در لحاظات خوشی که گاه داری،،،ولی امان از روزی که حالت ناخوش شود کمی غم گوشه دلت بنشیند حالت بد شود بی حوصله شوی همگیشان ارام و بی صدا میروند ارام میروند گوشه ترین قسمت زندگی مینشینند و نگاه میکنند تمام شدنت را ، و در سکوت میبینند مرگ روحت را، و دم نمیزند خودشان را میزنند به کوچه علی چپ ،،،سخت است ولی باید به این درک رسید که در بدترین شرایطتت فقط خودت هستی و خودت و یادبگیری تا برای دیگران همیشه بخندی و غم هایت را فقط برای دل خودت بگذاری تا دلگیر نشوی از بی وفاییشان

  • Pary darya

نظرات (۱۱)

واقعا ابراز شریک بودن تو غم سخته حتی اگه همون اندازه غم رو حس کنی :)
یه سری که خوشحال میشن از حالتای بدت
تعداد خیلی زیادی براشون مهم نیست و عده بسیار بسیار کمی که از عزیزانت هستن،ناراحت میشن
که خوب از اونورم دوست نداری عزیزانت رو ناراحت کنی پس اخر میمونی خودت و خودت
  • پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • اگه می دونستم چی می خوای بنویسی بهت می گفتم زودتر :)
    -*
  • فـاطمـه نـظری
  • منم یه زمان خیلى دلم مى گرفت از این بى وفایى ها.
    همیشه گوشِ شنواى غم هاى بقیه بودم ولى اون وقت ها که حالم بد بود و نیاز داشتم به حرف زدن یا حتى نیا. به یه "خوبى؟" گفتن از طرف یه دوست، هیچکس نبود.
    بعد از یه اتفاق، یا بهتر بگم یه دعوا و سوء تفاهم با یکى از صمیمى ترین دوستام، تصمیم گرفتم براى همیشه توقعم رو از بقیه کنار بذارم.
    همچنان گوشِ شنواشون بودم ولى یادِ گرفتم کسى رو گوشِ شنواى غم هاى خودم قرار ندم.
    خودمو در ازاى پر کردن بقیه خالى نکنم.
    یه قلم و دفتر برداشتم و شروع کردم به نوشتن. هر اتفاقى، هر غمى، هر دل شکستنى رو نوشتم. معتاد نوشتن شدم. و حالمو خوب کرد. توقعم که از آدما اومد پایین، روابطمم بهتر شد. بیشتر دوستم داشتن یا شایدم خودم دیدم باز تر شد و علاقه شونو نسبت بهم بیشتر حس کردم.
    برعکس خیلى از دوستام، که مدام حالشون بده، مدام نیاز دارن یکى باشه که باهاشون حرف بزنه، پست ها و استورى هاى اینستاگرامشون یکى در میون حرف از غم و غصه ست؛ من اینجورى نیستم. تا حد امکان سعى میکنم حتى از انتشار غم و غصه ام جلوگیرى کنم و اونارو تو صندوقچه ى دلم نگه دارم یا تو دفترم بنویسم.
    اینجورى خیلى بهتره.
    ینى برا من که اثر کرد!
    خیلی خوب میفهمم حرفاتو، واقعا همینطوره 
    ولی گاهی نوشتنم ارومت نمیکنه باید یکی باشه ولی در این شرایط هیچوقت کسی نیست اگه هم باشه واسه رفع تکلیفه یا واسه از سرباز کردن (-:
    آدمی که خودش رو تو غمت شریک بدونه هم هست، اینکه شما ندارید از اونا یعنی شما یجای کارتون میلنگه، بهتر نگاه کنید به اطرافتون :) داشتم از این آدمها که میگم.
    تو این چندوقتی که باهاتون آشنا شدم یه پست مثبت از شما بیاد نمیارم، زندگی انقد سخته؟
    ((-:احتمالا مشکل از منه
    زندگی سخت هست ولی خب خنده هم هست وسطش (-:انشالله پست های مثبتو بیشترمیکنم
    پری عزیز! همونطوری که گفتی... آدمها همیشه از غمهای خودشون هم فرار می کنن و نمی دونن چطور با درد روبرو بشن، چه برسه به اینکه بیایند و کمک کنند.

    فقط آدمهای قوی و شجاع و البته درد کشیده، می تونن، غم ها رو شریک شن و بلد باشند که دست آدم رو بگیرن و آدم رو بلند کنند که تعدادشون خیلی کمه. بعد اینکه، مدل بلند کردن برای هر کسی فرق می کنه... خیلی پیچیده هست. :(
    (-:سلام،
    هووم ادما خودشونو تو زحمت نمی اندازن
    (-:
    همچین وقتایی فقط خدا هست و خودم
    هووم فقط خودم!
    هااای
    آرع دقیقاً ... باید عادت کرد، چاره ای نیست !!!
    هووم!
  • پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • آدم ها نمی مانند
    (-:اگه زودتر اینوگفته بودی عنوان میزاشتمش
    ادما دو دسته ان.
    یه دسته سیاهی لشکرن
    یه دسته رفیقن
    رفیق اونیه که تو غمات خودتو پرته اغوشش میکنی.
    تو زندگی هر کسی هم نهایتا دو سه تا رفیق بیشتر نیست.
    ولی بالاخره پیدا میشن اینجور ادما
    (-:اره خب بعضی سیاهی لشکرن ،بعضیام رفیقن درقالب سیاهی لشکر(-:
  • 🍁 غزاله زند
  • دنیا بالا و پایین داره.من خیلی وقته که میخندم و غم‌هام رو برای خودم نگه‌ میدارم‌‌.خیلی هم سخت نیست...
    این نیز بگذرد :)
    (-:این نیز بگذرد