افسونگرِامواج

افسونگرِامواج

رو به زوال...

در گوشه ترین بخش دنیا کز کرده ام ومردمک چشم هایم در میان سیاهی اتاق چرخ میخورد این روزها انقدر محو شده ام که کسی یادش نمی اید روزگاری "منی"در این دنیا وجود داشته است،و من راضی ام ازین فراموشی زودهنگام دوست داشتنی ترین افراد زندگی ام،زانوهایم را بغل میکنم و برای خود لالایی میخوانم همان وقتی که نزدیک است مانند کودکی معصوم به خواب بروم کسی در اتاق را باز میکند و چشم هایم با دیدن نور بسته میشوندکنارم مینشیند و موهای پریشانم را از روی صورتم کنار میزند ،حال چشم هایم به نور عادت کرده اند بی تفاوت در چشمان هم زل میزنیم و او بی خیال میگوید"شام حاضراست"،،،و من سیرتر از همیشه بغض داخل گلویم را قورت میدهم و پوزخندی عمیق به سیاهی که باز گرفتارش شده ام میزنم،،،

+متاسفم که اگه پست قبلو پاک کردم و کامنت هاتون ارسال نشد،،،

  • Pary darya

نظرات (۸)

بعضی تنهایی ها خوبند و لذت بخش و بعضی برعکس...

امیدوارم خوب باشه برات و اگه نیست کم کم رنگ لذت بخش بودن بگیره برات.
ممنون(-:
نبینم پری دریا زیر فشار زندگی کم بیاره، میدونم که میتونی از پس همه چی بربیای :)
(*** امیدوارم
اگه میشد یه status به خودم وصل میکنم مینوشتم "بی خیال تر از همیشه"
این فراموشی زودهنگامی که میگی برای هممون هست، فک نکن فقط تویی
(-:من بودم مینوشتم داغون تر از همیشه
خیلی سخته
...
می فهمم ..
  • ما جــــــــღــــــدہツ
  • هووووووووووووووووووووووووووم:(
    امیدوارم متنت بر اساس واقعیت نبوده باشه و اگرم هست،بهتر شی
  • پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • امیدوارم که چیزی نشده باشه و حالت خوب باشه
    (*
  • یا فاطمة الزهراء
  • چی شده جانم؟
    ببخش اگه کم میام و میخونمت
    واقعا مدتی بود درگیر دوست بازی شده بودم الانم درس مسخره :|
    (-:مشکلات زندگیو اینا
    (-: (*فدای سرت (-:امیدوارم هرجا هستی دلت پر از شادی باشه